ارکان

پورتال رسمی اطلاع رسانی و فرهنگی

جمعه، ۲۴ مهر ۱۴۰۵

فرهنگ ازدواج در روستای ارکان؛ از «ائلچی‌لیق» تا «گلئن چیخارتماق»

روایت آداب و رسوم ازدواج در فرهنگ ترک‌های خراساندر روزگاری که زندگی روستایی با همکاری همسایه‌ها، پیوندهای خویشاوندی و احترام به بزرگ‌ترها معنا پیدا می‌کرد، عروسی تنها جشن پیوند یک دختر و پسر نبود؛ عروسی، شادی یک خانواده و گاه شادی یک محله و روستا بود.

صدای دف و قوشمه در کوچه‌ها می‌پیچید، بوی اسپند در فضای خانه‌ها می‌نشست و رفت‌وآمد خویشاوندان، حال‌وهوای روزهای ویژه‌ای را به روستا می‌بخشید.

در فرهنگ مردم ترک‌زبان، آداب ازدواج مجموعه‌ای از آیین‌ها، واژه‌های محلی، رفتارهای خانوادگی و رسم‌های نمادین است که در طول نسل‌ها شکل گرفته‌اند. بخشی از این سنت‌ها در خاطرات سالمندان باقی مانده و برخی دیگر، با تغییر سبک زندگی، شکل تازه‌ای پیدا کرده‌اند.

روستای ارکان، از روستاهای شهرستان بجنورد، نیز بخشی از این میراث فرهنگی منطقه را در پیوندهای خانوادگی، زبان محلی و خاطرات نسل‌های گذشته بازمی‌یابد. برای شناخت دقیق رسم‌های اختصاصی ارکان، روایت‌های مستقیم اهالی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ ازاین‌رو، در این نوشتار، آیین‌های ثبت‌شده در فرهنگ ترک‌های خراسان و منطقهٔ بجنورد را به ترتیب مراحل ازدواج معرفی می‌کنیم.

فهرست مطالب

۱. «براکه»؛ پیمان برادری و همراهی داماد

۲. «ائلچی‌لیق»؛ آغاز خواستگاری

۳. «باشلیق» و گفت‌وگوهای پیش از ازدواج

۴. «گلین نشان ائتماق»؛ بله‌برون و نشان‌کردن

۵. «قند سیندیرماق»؛ شکستن کله‌قند و شادی حاضران

۶. «شیرنی یئماق»؛ شیرینی‌خوری و اعلام وصلت

۷. «گلئن سلام» و «کئرکن سلام»؛ دیدارهای پس از عقد

۸. «یاش توتماق» و «پاشماق توتماق»؛ رسم احترام به بزرگ‌ترها

۹. «یووار»؛ همیاری در کارهای خانواده

۱۰. «عیدلئق» و «بایرام‌لئق»؛ هدیه‌های مناسبتی

۱۱. «قربان عیدلئقی»؛ هدیهٔ عید قربان

۱۲. «آخر چرشنبه لئق» و «خله خلته»؛ رسم‌های چهارشنبه‌سوری

۱۳. «چله»؛ هدیهٔ شب یلدا برای عروس

۱۴. چهار روز عروسی در روایت سنتی

۱۵. «لباس ائرتماق گئنی»؛ دعوت و لباس‌بردن

۱۶. «حنا توتماق گئنی»؛ شب حنابندان

۱۷. «بَی‌لیک حامامی»؛ حمام دامادی

۱۸. «توی گئنی»؛ روز جشن عروسی

۱۹. «گلئن چیخارتماق»؛ آوردن عروس

۲۰. «آلما آتماق»؛ رسم پرتاب سیب

۲۱. «ایز گئرمیش» و «دوواق قاپما»؛ پاتختی

۲۲. «پاگشایی» و دیدارهای پس از عروسی

۲۳. از گذشته تا امروز؛ ضرورت حفظ فرهنگ ازدواج ارکان

۱. «براکه»؛ پیمان برادری و همراهی داماددر روایت‌های مربوط به سنت‌های ازدواج ترک‌های خراسان، «براکه» نامی برای دوست صمیمی داماد است که پیش از عروسی با او پیوندی از جنس دوستی و برادری برقرار می‌کند.براکه در روزهای عروسی تنها یک مهمان نیست؛ او در بسیاری از کارهای مربوط به مراسم مشارکت دارد، برای هماهنگی امور به داماد کمک می‌کند و در روایت‌های قدیمی، همراهی و هدایت کاروان عروس نیز از مسئولیت‌های او بوده است.در روزگاری که بسیاری از کارهای عروسی با کمک اقوام و دوستان انجام می‌شد، وجود چنین فردی نشان‌دهندهٔ اهمیت رفاقت و همکاری در زندگی اجتماعی بود.

۲. «ائلچی‌لیق»؛ آغاز خواستگاری«ائلچی‌لیق» (Elçilik) به معنای خواستگاری است. در شیوهٔ سنتی ازدواج، آغاز این مسیر معمولاً با گفت‌وگو و میانجیگری اعضای خانواده صورت می‌گرفت.بر اساس روایت، ممکن بود جوان ابتدا موضوع ازدواج را با خواهر، خاله، عمه یا یکی از نزدیکان مورد اعتماد خود در میان بگذارد. سپس مادر یا خواهر بزرگ‌تر او، پس از مشورت خانوادگی، برای گفت‌وگو به خانهٔ خانوادهٔ دختر می‌رفت.فردی که برای خواستگاری می‌رفت، «ائلچی» نامیده می‌شد. در این دیدار، سخن آغازین معمولاً با عبارتی محترمانه و غیرمستقیم بیان می‌شد.عبارت ترکی:«بی‌زیم اوغلومئزه نؤکرچیلیغه قبول ائد‌یینگیز»معنی فارسی:«پسر ما را به نوکری قبول می‌کنید؟»این جمله، در فضای فرهنگی آن روزگار، شیوه‌ای فروتنانه برای مطرح‌کردن درخواست ازدواج بود.اگر خانوادهٔ دختر آمادگی گفت‌وگو داشت، ممکن بود در پاسخ بگویند:«قیز دا ائززنگیزکی، اوغلان دا ائززنگیزکی دی»معنی فارسی: «دختر و پسر هر دو مال شما هستند.»در ادامه، خانواده اعلام می‌کرد که باید نظر دختر، پدر و برادران او نیز پرسیده شود و سپس پاسخ نهایی داده شود.اما اگر خانواده با این وصلت موافق نبود، عبارت زیر در روایت منبع آمده است:«بئزده قئز یوخدی»معنی فارسی: «ما دختر نداریم!»این پاسخ، کنایه‌ای برای نپذیرفتن خواستگاری بوده است.این گفت‌وگوها نشان می‌دهد که زبان محلی تنها وسیلهٔ انتقال پیام نبود؛ کنایه، احترام و شیوهٔ سخن‌گفتن نیز بخشی از فرهنگ خانوادگی به شمار می‌رفت.

۳. «باشلیق» و گفت‌وگوهای پیش از ازدواج پس از موافقت اولیهٔ خانواده‌ها، بزرگان دو خانواده دربارهٔ شرایط ازدواج و برنامهٔ مراسم گفت‌وگو می‌کردند. در متن اصلی، واژهٔ «باشلیق» برای گفت‌وگو دربارهٔ مهریه، جهیزیه و توافق‌های ازدواج آمده است.در گذشته، وضعیت اقتصادی خانواده‌ها در چگونگی تدارک وسایل زندگی تأثیر داشت. در برخی خانواده‌ها، مبالغی با عنوان «شیربها» برای کمک به تهیهٔ جهیزیه یا لباس داماد تعیین می‌شد؛ در برخی دیگر، به‌جای پرداخت پول، بخشی از وسایل مورد نیاز زندگی تهیه می‌شد.این رسم در همهٔ خانواده‌ها یکسان نبود و در گذر زمان نیز تغییر کرده است. هدف از روایت آن، معرفی شیوه‌های تاریخی زندگی است، نه توصیه به تحمیل هزینه یا تعهد مالی بر خانواده‌ها.در زندگی امروز، توافق روشن، رضایت زوج جوان و تناسب هزینه‌ها با توان اقتصادی خانواده‌ها اهمیت بیشتری دارد.

۴. «گلین نشان ائتماق»؛ بله‌برون و نشان‌کردن پس از توافق خانواده‌ها، نوبت مراسمی می‌رسید که در منبع با نام «گلین نشان ائتماق» معرفی شده است.در این مراسم، خانوادهٔ داماد با همراهی بستگان و دوستان به خانهٔ خانوادهٔ عروس می‌رفتند و اقلامی مانند برنج، روغن، قند، شیرینی و کله‌قند همراه می‌بردند.این دیدار فرصتی بود تا توافق خانواده‌ها در فضایی شاد و رسمی‌تر اعلام شود. در برخی روایت‌ها، فردای مراسم نیز چند نفر از زنان خانوادهٔ داماد، همراه با هدایا و انگشتر، به خانهٔ عروس می‌رفتند.در این سنت‌ها، واژهٔ «نشان ائتماق» به معنای نشان‌کردن و تقدیم انگشتر به عروس است. پس از این مرحله، در متن منبع از اصطلاح‌های زیر استفاده شده است:«نشانلی»؛ دختر نشان‌شده یا نامزد.«گلئن»؛ عروس.«کئره‌کن»؛ داماد.«آداخلی»؛ نامزد.«آداخلی‌لیق»؛ دوران نامزدی.این واژه‌ها بخشی از زبان فرهنگی ازدواج در میان ترک‌های خراسان هستند و ثبت آن‌ها به حفظ واژگان محلی کمک می‌کند.

۵. «قند سیندیرماق»؛ شکستن کله‌قند و شادی حاضران یکی از رسم‌های نمادین و به‌یادماندنی که در منبع آمده، شکستن کله‌قند در مراسم نشان‌کردن است.در این آیین، دو نفر از بزرگان خانواده‌ها در جایگاه ویژه‌ای می‌نشستند. پس از صلوات، یکی از افراد باتجربه‌تر دو کله‌قند را به شکلی به هم می‌زد که سر آن‌ها بشکند.این عمل «قند سیندیرماق» نامیده شده است.با شکستن کله‌قند، حاضران با شادی و دست‌زدن می‌گفتند:«مبارک اولسون!»معنی فارسی: «مبارک باد!»، براکه تکه‌های کله‌قند را می‌گرفت و به‌عنوان مژدگانی به عروس و داماد می‌رساند. بخش‌هایی از قند نیز میان مهمانان تقسیم می‌شد و گاهی نوک کله‌قندها را به خانواده‌ها می‌دادند تا به یادگار نگه دارند.قند در این مراسم، نمادی از شیرینی و خوش‌یمنی آغاز زندگی مشترک بود.

۶. «شیرنی یئماق»؛ شیرینی‌خوری و اعلام وصلت پس از مراسم نشان‌کردن، پذیرایی با شیرینی و میوه انجام می‌شد. این بخش در منبع «شیرنی یئماق» نامیده شده است؛ عبارتی که به معنای شیرینی‌خوری است.شیرینی‌خوری تنها پذیرایی از مهمانان نبود، بلکه فرصتی برای تبریک‌گفتن، آشنایی بیشتر دو خانواده و شریک‌شدن در شادی وصلت به شمار می‌رفت.در روزگاری که ارتباط‌های خانوادگی بخش مهمی از زندگی روستا را تشکیل می‌داد، چنین مراسمی پیوند میان بستگان را تقویت می‌کرد و خبر ازدواج را در شبکهٔ خویشاوندی گسترش می‌داد.

۷. «گلئن سلام» و «کئرکن سلام»؛ دیدارهای پس از عقددر روایت منبع، چند روز پس از عقدکنان، خانواده‌های عروس و داماد بستگان نزدیک را به مهمانی دعوت می‌کردند و مهمانان نیز هدیه‌هایی به زوج جوان می‌دادند.اگر این مهمانی در خانهٔ داماد برگزار می‌شد، «گلئن سلام بیرماق» یا عروس‌سلام نام داشت؛ اگر در خانهٔ عروس برگزار می‌شد، «کئرکن سلام بئرماق» یا دامادسلام گفته می‌شد.این مراسم‌ها نشان‌دهندهٔ جایگاه دیدوبازدید در فرهنگ خانوادگی بودند. عروس و داماد در جمع نزدیکان حضور پیدا می‌کردند و خویشاوندان با تبریک و هدیه، آغاز زندگی مشترک آن‌ها را گرامی می‌داشتند.

۸. «یاش توتماق» و «یاشماق توتماق»؛ رسم احترام به بزرگ‌ترهادر برخی خانواده‌ها و روستاهای ترک‌نشین خراسان، عروس در گذشته برای نشان‌دادن احترام به بزرگ‌ترهای خانوادهٔ داماد، بخشی از صورت خود را با روسری یا چادر می‌پوشاند. برای این رسم از اصطلاح‌های «یاش توتماق» و «یاشماق توتماق» استفاده شده است.بر اساس این روایت، عروس گاهی در حضور پدر، مادر یا دیگر بزرگ‌ترهای خانوادهٔ داماد کم‌حرف بود و برای مدتی از روبه‌روشدن مستقیم با آنان خودداری می‌کرد. در برخی خانواده‌ها، هدیه‌دادن به عروس نشانه‌ای برای پایان‌دادن به این رسم یا آغاز گفت‌وگوی صمیمانه‌تر بود.

این سنت در همهٔ مناطق یکسان نبوده و با تغییر روابط خانوادگی و سبک زندگی، در بسیاری از خانواده‌ها کم‌رنگ شده است. امروزه احترام متقابل، گفت‌وگوی صمیمانه و پذیرش عروس و داماد به‌عنوان اعضای تازهٔ خانواده، از مهم‌ترین پایه‌های ارتباط سالم خانوادگی است.

۹. «یووار»؛ همیاری در کارهای خانواده«یووار» از زیباترین نمونه‌های همیاری اجتماعی در روایت‌های سنتی منطقه است.در برخی روستاها، اگر دوران نامزدی با فصل کار کشاورزی و برداشت محصول هم‌زمان می‌شد، خانوادهٔ داماد گروهی از بستگان و دوستان را برای کمک به خانوادهٔ عروس دعوت می‌کرد.این افراد پس از صرف صبحانه، برای انجام کار به مزرعه می‌رفتند. تعداد افراد، بر اساس نیاز خانواده، می‌توانست متفاوت باشد.در چنین روزی، کار گروهی با شوخی، گفت‌وگو و خواندن ترانه‌های ترکی همراه می‌شد. اگر کسی صدای خوبی داشت، ترانه‌ای محلی یا داستانی از روایت‌های عاشقی می‌خواند و دیگران او را تشویق می‌کردند.یکی از عبارت‌های تشویقی در متن اصلی چنین است:«ساغ اول»معنی فارسی: «زنده باشید» یا «دست شما درد نکند.»در پایان کار نیز عبارتی برای قدردانی و اعلام خستگی‌نباشید گفته می‌شد:«الاقـات / آللاه کؤمگیز اولسون، آللرنیز آغريماسين»معنی فارسی: «خدا قوت بدهد، خدا کمکتان کند، دست و پنجه‌تان درد نکند.»پس از پایان کار، افراد با گفتن «مبارک اولسون» محل کار را ترک می‌کردند و در برخی روایت‌ها برای شام به خانهٔ عروس دعوت می‌شدند.یووار یادآور این نکته است که در زندگی سنتی روستا، شادی و همکاری از یکدیگر جدا نبودند؛ همان افرادی که در جشن حضور پیدا می‌کردند، در کارهای دشوار نیز به یاری خانواده‌ها می‌آمدند.

۱۰. «عیدلئق» و «بایرام‌لئق»؛ هدیه‌های مناسبتی اگر دوران نامزدی با یکی از اعیاد مصادف می‌شد، خانوادهٔ داماد ممکن بود هدایایی برای نامزد خود آماده کنند. در متن اصلی، این رسم با عنوان «عیدلئق» یا «بایرام‌لئق» معرفی شده است.در برخی روایت‌ها، هدایا شامل شیرینی، قند، برنج، لباس، زیورآلات یا وسایل مورد نیاز عروس بود که در مجمعه‌های مسی قرار می‌گرفتند و با پارچه‌ای رنگی پوشانده می‌شدند.گاهی زنان جوان یا دختران خانواده مجمعه‌ها را به خانهٔ عروس می‌بردند و این رفت‌وآمد با شادی و دست‌زدن همراه بود. دیگر حاضران نیز، متناسب با توان خود، هدیه‌ای تقدیم می‌کردند.در گذشته، وسایل زندگی و سوخت خانوار نیز با شرایط آن زمان ارتباط داشت. از بردن هیزم به خانهٔ عروس در برخی اعیاد یاد می‌کند؛ رسمی که نشان می‌دهد هدیه‌ها در زندگی روستایی تنها جنبهٔ نمادین نداشتند، بلکه می‌توانستند نیازهای واقعی خانواده را نیز برطرف کنند.

۱۱. «قربان عیدلئقی»؛ عید قربان فرصتی برای بردن هدیه به خانهٔ نامزد یا تازه‌عروس بود. این رسم «قربان عیدلئقی» نامیده شده است.در روایت‌های قدیمی، خانوادهٔ داماد خونچه‌ای تزیین‌شده آماده می‌کرد و در آن لباس نو، شیرینی، میوه، قند و دیگر هدایا قرار می‌داد. در برخی خانواده‌ها، گوشت قربانی نیز بخشی از این هدیه بود.این آیین، علاوه بر شادی عید، نشانه‌ای از توجه خانوادهٔ داماد به نامزد یا عروس و مشارکت در فضای جشن و همدلی خانوادگی به شمار می‌رفت.

۱۲. «آخر چرشنبه لئق» و «خله خلته»؛ رسم‌های چهارشنبه‌سوریدر برخی مناطق ترک‌نشین خراسان، اگر دوران نامزدی با چهارشنبه‌سوری هم‌زمان می‌شد، خانوادهٔ داماد برای عروس هدیه می‌بردند. در متن اصلی، از اصطلاح «آخر چرشنبه لئق» برای این مناسبت یاد شده است.یکی دیگر از رسم‌های چهارشنبه‌سوری، «خله خلته» نام دارد. در این رسم، کودکان و نوجوانان کیسه‌ای پارچه‌ای را از شکاف در یا روزنهٔ سقف خانه به داخل می‌انداختند و صاحب‌خانه هدیه‌ای مانند گردو، جوراب یا پول در آن قرار می‌داد.خله خلته نمونه‌ای از آیین‌های کودکانه و جمعی است که شور و شادی مناسبت‌های تقویمی را در زندگی روستا زنده می‌کرد.

۱۳. «چله»؛ هدیهٔ شب یلدا برای عروس شب چله یا یلدا، فرصتی برای بردن هدیه به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد بود.در این رسم، خانوادهٔ داماد خونچه‌ای تزیین‌شده با هندوانه، میوه، شیرینی و هدیه‌های مخصوص عروس آماده می‌کردند. سپس بستگان آن را به خانهٔ عروس می‌بردند و اعضای دو خانواده در کنار هم شب‌نشینی می‌کردند.در روزگاری که شب‌های طولانی زمستان فرصت بیشتری برای دورهم‌نشینی فراهم می‌کرد، چنین دیدارهایی به تحکیم پیوندهای خانوادگی کمک می‌کردند.

این آیین، پیوند میان تقویم سنتی ایرانی و فرهنگ خانوادگی ازدواج را نشان می‌دهد؛ جایی که یلدا نه‌تنها جشن بلندترین شب سال، بلکه فرصتی برای محبت و دیدار نیز بود.

۱۴. چهار روز عروسی، تقسیم مراسم عروسی به چهار روز است. هر روز نام و کارکرد مشخصی داشت:

روز اول: «لباس ائرتماق گئنی»؛ روز دعوت‌کردن و لباس‌بردن.

روز دوم: «حنا توتماق گئنی»؛ روز حنابندان.

روز سوم: «توی گئنی»؛روز جشن اصلی عروسی.

روز چهارم: «ایز گئرمیش»؛ روز دیدارها و پاتختی.

در گذشته، آماده‌سازی جشن به کمک افراد زیادی نیاز داشت؛ از دعوت مهمانان و تهیهٔ مواد غذایی گرفته تا آماده‌کردن لباس، جهیزیه و محل پذیرایی. خانواده‌ها و بستگان با تقسیم کار، برگزاری مراسم را آسان‌تر می‌کردند.

۱۵. «لباس ائرتماق گئنی»؛ دعوت و لباس‌بردن در روز نخست، دعوت از مهمانان و بردن وسایل عروس انجام می‌شد. زنان جوانی از خانوادهٔ عروس و داماد به خانه‌های مردم می‌رفتند و با بردن شیرینی، سیب سرخ یا تکه‌ای قند، آنان را به مراسم دعوت می‌کردند.در بخش لباس‌بردن، وسایل تهیه‌شده برای عروس به خانهٔ خانوادهٔ او برده می‌شد. حاضران وسایل را می‌دیدند و گاهی با رقص و شادی از این مرحله استقبال می‌کردند.در این بخش از اصطلاح «شواش» نیز یاد شده است که در این بافت به هدیه یا پولی گفته می‌شد که مهمانان در مراسم به عروس، داماد یا خانواده‌ها تقدیم می‌کردند.این رسم‌ها نشان می‌داد که آماده‌سازی عروسی، خود بخشی از جشن بود و مهمانان از مراحل پیش از ازدواج نیز در شادی خانواده‌ها مشارکت می‌کردند.

۱۶. «حنا توتماق گئنی»؛ شب حنابندان، حنابندان از شناخته‌شده‌ترین آیین‌های عروسی در فرهنگ منطقه است. «حنا توتماق گئنی» به روز حنابندان اشاره دارد.در برخی روایت‌های قدیمی، خانواده‌ها برای این مراسم مجمعه‌های حنا را با گل، اسپند و دیگر وسایل تزیین می‌کردند و به خانهٔ عروس می‌بردند. حنا در دست عروس و داماد گذاشته می‌شد و دیگر حاضران نیز به نشانهٔ تبرک، مقداری حنا برمی‌داشتند.این شب معمولاً با پذیرایی، شادی و گاه موسیقی محلی همراه بود. در برخی خانواده‌ها، حنای عروس و داماد را هر یک از دو خانواده آماده می‌کردند؛حنابندان، در کنار جنبهٔ آیینی خود، فرصتی برای جمع‌شدن زنان و مردان خانواده‌ها، تبریک‌گفتن و ثبت خاطراتی بود که بعدها در روایت‌های خانوادگی باقی می‌ماند.

۱۷. «بَی‌لیک حامامی»؛ حمام دامادی، از «بَی‌لیک حامامی» به معنای حمام دامادی یاد شده است.در گذشته، رفتن داماد به حمام عمومی روستا می‌توانست با همراهی دوستان، شادی و پذیرایی همراه باشد، پس از حمام، داماد به مسئول حمام هدیه‌ای می‌داد که «خلعت» نامیده می‌شد.این مرحله بخشی از آماده‌شدن داماد برای جشن اصلی بود. مانند بسیاری از رسم‌های دیگر، اجرای آن به امکانات محل، شرایط زندگی و شیوهٔ برگزاری عروسی بستگی داشت.

۱۸. «توی گئنی»؛ روز جشن عروسی«توی» در زبان ترکی به معنای عروسی است و «توی گئنی» به روز جشن عروسی اشاره می‌کند.در این روز، مهمانان از راه‌های نزدیک و دور به محل جشن می‌آمدند. در روایت‌های قدیمی، نوازندگان محلی با سرنا، دهل، قوشمه یا تار حضور داشتند و موسیقی، رقص و شادی فضای مراسم را شکل می‌داد.صدای موسیقی در کنار استقبال میزبانان، بوی اسپند، لباس‌های رنگارنگ و دیدار خویشاوندان، تصویری از عروسی‌های سنتی منطقه را در ذهن زنده می‌کند.در برخی مراسم، ابتدا رقص‌های آرام‌تر اجرا می‌شد و سپس جوانان به جمع شادی‌کنندگان می‌پیوستند. داماد نیز با همراهی براکه و دوستان خود وارد جشن می‌شد و مهمانان با شاباش و تبریک از او استقبال می‌کردند.«شاباش» به هدیه یا مبلغی گفته می‌شد که در جریان جشن برای ابراز شادی به عروس، داماد یا خانواده‌ها تقدیم می‌شد.این آیین‌ها در کنار موسیقی و شادی، نشان‌دهندهٔ اهمیت حضور جمعی در فرهنگ سنتی منطقه بودند.

۱۹. «گلئن چیخارتماق»؛ آوردن عروس«گلئن چیخارتماق» به مراسم آوردن عروس و همراهی او تا خانهٔ داماد اشاره دارد.در گذشته، خانواده و دوستان داماد برای رفتن به خانهٔ عروس آماده می‌شدند. براکه و دیگر همراهان در این مسیر نقش داشتند و خانوادهٔ عروس نیز از مهمانان استقبال می‌کردند.

در برخی روایت‌های قدیمی، عروس را بر اسبی تزیین‌شده می‌نشاندند و کاروانی از بستگان و دوستان او را همراهی می‌کرد. پیش از حرکت، شیرینی و نقل میان حاضران توزیع شود و اسپند دود کنند. همچنین به بستن نان با پارچه‌ای سفید یا سبز به کمر عروس و حرکت کودکی با آینه در پیشاپیش کاروان اشاره شده است. این اعمال با آرزوهای مربوط به خوشبختی و برکت زندگی مشترک پیوند داشته‌اند.

۲۰. «آلما آتماق»؛ رسم پرتاب سیب یکی از آیین‌های نمادین ذکرشده، «آلما آتماق» یا پرتاب سیب است. داماد از جایگاهی بلندتر مانند پشت‌بام یا راه‌پله، سیب، انار و گاه تکه‌های قند را به سمت جمعیت پرتاب می‌کرد. مهمانان نیز با شادی در این بخش از مراسم شرکت می‌کردند.سیب و انار در فرهنگ ایرانی و منطقه‌ای، با مفاهیمی مانند سرخی، شادابی و برکت پیوند یافته‌اند.

۲۱. «ایز گئرمیش» و «دوواق قاپما»؛ پاتختی در روزهای پس از جشن اصلی، دیدارهای خانوادگی ادامه پیدا می‌کرد. برای مراسم روز چهارم از اصطلاح‌های «ایز گئرمیش» و «دوواق قاپما» یاد شده است.این روز بیشتر به حضور زنان خانواده و بستگان اختصاص داشت. مهمانان در خانهٔ داماد گرد هم می‌آمدند، پذیرایی می‌شدند و هدیه‌های خود را تقدیم می‌کردند.در بخشی از مراسم، روبند عروس را بالا می‌زدند و برای زندگی مشترک او دعا می‌کردند.:«یئدی اوغلون اولسون، بیر قیزین، اونودا وئرسن بو اوغلانا»معنی فارسی: «هفت پسر داشته باشی و یک دختر؛ آن دختر را هم به این پسر بدهی.» برای دختران نیز عبارت زیر نقل شده است:«یئدی قارداش باجی‌سی اولاسان»معنی فارسی: «خواهر هفت برادر باشی.»این عبارت‌ها بخشی از دعاها و آرزوهای رایج در روایت سنتی‌اند.

۲۲. «پاگشایی» و دیدارهای پس از عروسی پس از پایان جشن، نوبت دیدارهای خانوادگی می‌رسید. در رسم پاگشایی، عروس و داماد برای دیدار و قدردانی به خانهٔ پدر و مادر خود یا بستگان نزدیک می‌رفتند.این دیدارها فرصتی برای تبریک، گفت‌وگو و هدیه‌دادن بود و به زوج جوان کمک می‌کرد تا ارتباط خود را با هر دو خانواده حفظ کنند. در این مرحله، جشن جای خود را به زندگی روزمره می‌داد؛ اما پیوندهای خانوادگی همچنان نقش مهمی در حمایت از زوج جوان داشتند.

۲۳. از گذشته تا امروز؛ ضرورت حفظ فرهنگ ازدواج ارکان آداب و رسوم ازدواج، بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی هر روستا هستند. واژه‌هایی مانند «ائلچی‌لیق»، «قند سیندیرماق»، «یووار»، «حنا توتماق گئنی» و «گلئن چیخارتماق» تنها نام چند مراسم نیستند؛ هرکدام دریچه‌ای به شیوهٔ زندگی، روابط خانوادگی و زبان نسل‌های گذشته باز می‌کنند.بسیاری از این رسم‌ها در طول زمان تغییر کرده‌اند. امروز ممکن است مراسم کوتاه‌تر، ساده‌تر یا متفاوت از گذشته برگزار شود؛ بااین‌حال، ثبت روایت‌های قدیمی می‌تواند به حفظ زبان محلی و شناخت بهتر میراث فرهنگی منطقه کمک کند.